فقط با فایر فکس بیاید تو
دوست دارم، یکی باشه که نشناسدم، حوصله هم داشته باشه،
بشینم یه دل سیر براش بگم، قضاوت نکنه. از این گوش بگیره و از این یکی بدهه بیرون،
من هرچه دلم میخواد، حق به جانب یا منصفانه، راست یا دروغ، خیال یا واقعیت، خواب یا بیداری، بگم،
اونم اینجوری که من سر تکان میدم، بده، یک لبخندم بزنه که بدونم میتونم ادامه بدم، منم
از خدا خواسته بدم، انقدر بگوم تا از نفس بیفتم، وسطش هم اگه دلم خواست گریه کنم، ولی اون جوری
نیگا کنه که غرورم نشکنه، آخرش هم خوابم ببره.
بلند شده باشم،
دیگه هیچ چی یادم نباشه؛
اونم این بین اگه دوست داشت میتونه چیزی روم بندازه و بره،
یا یه قهوه درست کنه بخوریم
یا یک کتاب شعر برداره و بهترینشو برام انتخاب کنه
یا حرفهایشو بگه،
یا ...
اینی که میگم پیدغا میشه اما از ته قلبم آرزو میکنم میون این همه آدم،
خدا یکی از اینارو محض خاطر من آفریده باشه.
هرکی که شباهتی به این شخص مورد علاقۀ من نداره، خفه .
هرکی هم همۀ آپشن ها رو داره
بسم الله :D
*خیلی قبلتر میخواستم اینا رو بگم. پس تحت الشعاع هیچ کامنتی نیست.

