(لطفا با فایرفاکس وارد شوید. نمایش قالب این وبلاگ با اکسپلورر همخوانی ندارد)

فقط با فایر فکس بیاید تو


دوست دارم، یکی باشه که نشناسدم، حوصله هم داشته باشه،

بشینم یه دل سیر براش بگم، قضاوت نکنه. از این گوش بگیره و از این یکی بدهه بیرون،

من هرچه دلم میخواد، حق به جانب یا منصفانه، راست یا دروغ، خیال یا واقعیت، خواب یا بیداری، بگم،

اونم اینجوری که من سر تکان میدم، بده، یک لبخندم بزنه که بدونم میتونم ادامه بدم، منم

از خدا خواسته بدم، انقدر بگوم تا از نفس بیفتم، وسطش هم اگه دلم خواست گریه کنم، ولی اون جوری

نیگا کنه که غرورم نشکنه، آخرش هم خوابم ببره.

بلند شده باشم،

دیگه هیچ چی یادم نباشه؛

اونم این بین اگه دوست داشت میتونه چیزی روم بندازه و بره،

یا یه قهوه درست کنه بخوریم

یا یک کتاب شعر برداره و بهترینشو  برام انتخاب کنه

یا حرفهایشو  بگه،

یا ...


اینی که میگم پیدغا میشه  اما از ته قلبم آرزو میکنم میون این همه آدم،

خدا یکی از اینارو محض خاطر من آفریده باشه.

هرکی که شباهتی به این شخص مورد علاقۀ من نداره، خفه .

هرکی هم همۀ آپشن ها رو داره

بسم الله :D


*خیلی قبلتر میخواستم اینا رو بگم. پس تحت الشعاع هیچ کامنتی نیست.


یه سری مطلب که بهتره بگم.

اول جواب يه كامنت مشترك بين اكثر بازديدكننده های گرامی :

تو واقعا مغروری

نوشته هات نشون نميده؟؟؟

ج:حتما بايد فحش بدم كه نشون بده . غرور در لايه های پنهان وبم مخفی هستش چشم نصيحت و ... ميخواد تا ببينیش 

يه سری ديگه هست اينه كه منم مغرورم و شبيه منی

ج: من شبيه هيشكس نيستم حتی شما دوست عزيز شما شايد شبيه من باشی با كلی تفاوت

برم سر اصل مطلب :

آقا اين چه وضعشه ...( فری کاملا حق با تو بود عزیزم)

يعنی هر جا ميرم وب عاشقانه است ...

موضوعاتش :

1 . طرف شكست عشقی خورده داغون داغونه ...

2 . طرف عاشقه ...

3 . طرف داره عاشق ميشه ...

4 . ادا در مياره ...

به قرآن موضوع های ديگه ای هم وجود داره ...

هر كسی كه كامنت ميزاره ميرم وبش ميبينم اااااااااااااا عاشقانس

يه چند وقتيه حس ميكنم شكست عشقی خوردم ...(منو این حرفا....:دی)

ميخواستم خودكشی كنم فك كردم يكی تركم كرده ...

پس از چند وقت فهميدم كسی تركم نكرده 

يه تاثير بدی ميزاره اين وبها رو آدم ...

اكثرا هم خواننده وبهاشون مجيد خرصدا هستش 

بعد پروفايلهاشون هم بخونين ...

يه دختــــــر شوخ ...

من ميگم تحريم بعضی ها انكار ميكنن...

خدا خودش ميگه كه به انكار كنندگان وعده آتش بده  ...

خودش بهم گفت .



حرف دل...

حس رانده شدن از مکانی که تو اون رشد کردم، درس خوندم، عاشق شدم، عشقو تا ابد فراموش کردم، عزیزترینِ زندگیمو خاک کردم؛ حس تلخیه که ذره‌ای امید  پشت اون نیست. فقط میدونم ناچار به رفتنی هستم که  دلم نمی‌خواست. من برای موندنجنگیدم. اما واقعا با هر «خوک»‌ی نمیشه کشتی گرفت.

مکان، همیشه جزئی از سلول‌های حسی من بوده و هست:خونه، شهر ُ دوستام... حالا مجبورم خونه‌ی دوست‌داشتنیمونو واس همیشه ترک کنم. برای همیشه و من با تمام وجود غمگینم...

اهــــلـ عـــــالـــــــــــــــــــــمـ مـــنـ از اهــلـ غــــــــمـــــــم....

یکی از دلخوشیایی که دیگه ندارم اینه که دانشجوی یه شهر دیگه باشه بعد بهم بگه خیلی وقته کشک بادمجون نخوردم منم چون کاری از دستم نمیاد کلی قربون صدقش برمو منم دیگه کشک بادمجون نخورم
یکی از دلخوشیایی که دیگه ندارم اینه که برم مسافرت ده روزه همش بهم اس بده کی برمیگردی منم گردن مامان بابارو بگیرم سه چار روزه برگردیم برم پیشش
یکی از دلخوشیایی که دیگه ندارم اینه که همه رو بااون مقایسه کنمو هربار بااطمینان بیشتری بگم که اون بهترینه
یکی از دلخوشیایی که دیگه ندارم اینه که شب تا صبح به خاطر مشکلاتش گریه کنم بعد وقتی که بهم اس میده که چیکارمیکنی بگم خوابم نبرده دارم آهنگ گوش میدم یا درس میخونم
یکی از دلخوشیایی که دیگه ندارم اینه که تو قلبش فقط من باشم و باخیانت تنهام نذاره

هیچ چیز قشنگ تر از این نیست که ...
از سر قرار برگردی خونه..لباساتو عوض کنی..
بعد ببینی یه قسمت از سر شونه لباست کِرم پودری شده........
اون وقته که ذوق مرگ میشی..دیگه دلت نمی خواد اون لباس شسته شه..!
آخـــــــــــــــــــــــه .... مـــخــاصـــبــــِ خــــاصــــ خـــــودشـــــو لـــــوســـــ کــــردِ بــــــــود و تــــــمـــــامــــِ وقــــتـــــ ســـــَرشــــــ رو شـــــونـــه اَتـــــ بــــــوده..........
هـــــــــــمـــــــــــیـــــن.

گاهی وقتها آانقد از زندگی خسته می شم
که دلم میخواد قبل از خواب
ساعتو  رو "هیچوقت" کوک کنم..!!!

ما بدبختی رو بوسیدیم و گذاشتیم کنار
حالا ول کن نیست میره و میاد میگه بوس بده... :l

ڪـاش فقـط یکـ نـفر بوב ڪہ وقتــے بـغض میڪـرבم

بـغلمـ میڪرב و میگــفتـ:

گریـہ ڪـنے میـڪشــمتـا!!

به امید صبحی که وقتی پا میشی خودشو بغل کنی نه یادشو...

ahange webam like

یـــادته بهم میگفت:

مرد که گریه نمیکنه...؟!

بیــا ببین دارم مردونه گریه میکنم...!

asabam khorde


هنر نزد ایرانین است و بس...


آقا من کم آوردم، عکس کاملا گویاس ... 

 

مدرسه دخترونه و پسرونه


مدرسه دخترونه:
ناظم : دخترا آخر هفته قراره بریم اردو
بچه ها : آخ جووووووووووووووون اردو
بچه ها من چیپس میارم با کلوچه. ساناز تو دوربین بیار عکس بندازیم اونجا و.....
...
مدرسه پسرونه:
ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو
بچه ها : ایول ایول
صادق قلیون که به راهه ؟
داش محسن با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب مشت بزنیم
آی آی گفتی بعدشم یه نخ وینستون می چسبه... !!! 


تنهایی خیلی  دوس دارم برم تو فکر بعضیا

اینم واسه اون میخونم خودش میدونه که کیا

خودش اینو خوب میدونه ولی به روش نمییاره

دل و به او راه میزنه یه وقت نشه کم بیاره

یه وقتی بود می خواستمش نمیدونم منو میخاست

نمیدونستم که دیگه فلاکتم تو یک نگاس

حالا می فهمم اون روزا این من نبودم پیش تو

بعد یه قطره اشک من با یک نگاه گفتم برو

دورو برم پیدات نشه بد جوری شاکیم ازت

حق نداری با من باشی میگیرم این حق و ازت

میگن یه بار میگن دو بار نه صد سال نامردی دیگه

منم بخام با تو باشم این قلبمه که نه میگه

دورو برم پیدات نشه

بد جوری شاکیم ازت

هر جوری خاست منو سوزوند با اون ادا و اطفالاش

یه جوری بد کلاس میزاشت همه میگفتن اینو باش

تو تنهایی دق بکنم بهتره تا با تو باشم

تو خاطرش فک میکنه که من هنوزم باهاشم

میگن که از هر دست بدی باز از همون دست میگیری

ببین چیکار کردی با من میگم که ای کاش بمیری

بابا  جون من بیخیال این خبرام نیس به خدا

شرتو کم کن عزیزم دلم میگه کوتاه نیا...........

دورو برم پیدات نشه بد جوری شاکیم ازت

حق نداری با من باشی میگیرم این حق و ازت

زدم به سیم آخروووو میخام که از پیشم بری

ایندفه پرپرم بشی نمیتونی دیگه ازم دل ببری

اختلاف هیچکس و پیشرو + توضیحات  + کتک خوردن هیچکس از سهند کوازی

خوب قول داده بودم که جریان بین هیچکس و پیشرو رو به طور کامل توضیح بدم...

این مقاله برای اولین بار تو کل نت و رپ فارسی مشکل بین این دو نفر رو
توضیح میده...پس اگه این مطلب رو کپی میکنید تا جایی بذارید حتما منبع رو
ذکر کنید وگرنه بد میشه...

این چیزایی که براتون میگم به صورت کاملا معتبر هستش پس کسی نیاد کس شعر بگه که دروغ هست و اینجور چیزا...

اگه از رپرا کسی این مقاله رو خوند لطفا تو بحث شرکت کنه مخصوصا رضا و علی قاف و نزدیکاشون خوشحال میشیم جریان شفاف تر بشه...

اینجا قصد ندارم کسی رو خراب کنم فقط حقیقت رو میگم...با هیچ کدوم از این عزیزان هم خثومتی ندارم فقط من اطلاع رسانی میکنم...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از هم پاشیده شدن صامت
خوب خیلیا میخان بدونن که چی شد گروه صامت از هم پاشید پس این توضیحات رو بخونید...
اون زمان سروش  به عنوان رییس گروه خیلیارو دور هم جمع کرده بود و با
مدیریت خوبش (بخوانید دیکتاتوری) گروه رو سر پا نگه داشته بود...اون زمان
هم کاری که بعضی از بچه ها میکردن جذب مشتری بود که برا خودشون درآمد درست
کنند...که مشکل اولیه بین سروش و قاف هم از همین جذب مشتری شروع شد که دیگه
تو بحرش نمیرم...

اما از بین بچه های صامت یکی پیدا میشه که زیرآب بچه هارو جلوی سروش
میزنه...یکی از اولین قربانی ها هم خود قاسم علی بود...بعد زیرآب رضا و
بقیه بچه ها...اما در این بین چیزی که کاملا مشهود بود رقابت بین رضا و
سروش در پس دوستیشون بود...که به خاطر این دوستی هردوشون عده ای از
دوستاشون رو حذف کرده بودن...مثلا سروش با زدبازی کار بیرون نمیداد...اما
خود سروش و خود رضا هم خیلی خوب میدونستن که جدایی سروش و رضا با هم بیشتر
به ضرر رضا بود تا سروش...چرا؟؟ چون خیلیا سروش رو بالا آورنده رضا
میدونستن...و سروش یه مهره قوی به نام مهدیار داشت که همه کاره صامت بود
(البته هنوزم همه کار بچه های ملطفت هست)

همین طور هم شد...بعد جدایی از صامت رضا به شدت افت کرد چون اکیپ حرفه ای نداشت به همین خاطر افت خیلی بدی کرد...

بعد این زیرآب زنی ها توسط آقای X که اسمش رو صلاح نمیدونم بگم یه شب تو
استدیو دعوا میشه و بچه ها شروع میکنند داد میزنن و با هم بحث میکنند و
سروش هم که فرد بسیار بسیار با سیاستی هست میگه گروه دیگه کنسل میشه...و
صامت از هم میپاشه و بچه ها برا خودشون کار میکنند...اما در این بین تو
گروه دو دستگی ایجاد میشه...

مهدیار و سروش و دوستاش یه دسته میشن...رضا و ساتراپ و اشراق و بقیه هم یه
دسته...البته اینجا فردی مثل بیداد هنوز معلوم نیست طرف کدوم طرفه...

اما چی باعث شد که سروش تصمیم بگیره گروه رو از هم بپاشونه؟؟

دلیلش فقط یه چیز بود...رفتن به خارج...

مهدیار همه کارارو ردیف کرده بود که از ایران بره و به دنبالش کارای سروش
رو هم ردیف کرده بود (من نمیدونم از حمالی کردن به اینا چی نصیب مهدیار
میشه) و سروش دنبال افرادی بود که باهاش برن خارج...به همین خاطر صامت رو
پاشوند تا آدماشو بهتر انتخاب کنه...

اختلاف هیچکس و پیشرو

در این بین فقط باید خودشون شفاف سازی کنند اما من به قسمتی اشاره میکنم...

همون طور که گفتم سروش دنبال افرادی بود که باهاش برن خارج و باهاش بمونن تا بتونند پیشرفت کنند...

در این بین زمانی که سروش تو کنسرت مالزی بود در حقیقت داشت کارای رفتن با
انگلیس رو ردیف میکرد و تور انجام وظیفه یه بهونه بود...از بین بچه ها
مهدیار به فرانسه رفت و سروش به خاطر رفاقتش با مهرک به انگلیس رفت...جدا
از اینکه بچه های زدبازی هم اونجا بودن...

اما رضا تو مالزی چیکار میکرد؟؟

رضا هم قرار بود جزو اکیپ سروش باشه برا رفتن به خارج که آقا سروش در این راه به رضا .... میزنه...

بذارین بهتون یه چیزیو یادآوری کنم...پارسال وقتی که رضا میرفت به مالزی یه
ویدیو از رفتنش به فرودگاه اومد بیرون...و رضا تو فرودگاه وقتی که داشت
گریه میکرد گفت میرم پیشرفت میکنم برمیگردم...اونطور که اون زمان سایتا زدن
رضا قرار بود برا همیشه بره خارج از ایران اما بعد مدتی برگشت چرا؟؟ جوابش
اینجاست...

رضا قرار بود بره مالزی و به سروش بپیونده اما وقتی رضا به سروش زنگ میزنه
سروش میگه نمیشناسمت دیگه بهم زنگ نزن... عجب...اما خود رضا میگه سروش
تلفنشو خاموش کرده بود...حالا باید ببینیم که واقعا سروش گوشیشو خاموش کرده
بود یا واقعا اون حرفو زده بود که به نظرم همون حرفو بهش زده بود...یعنی
رضا به سروش اعتماد میکنه اما سروش در جواب اون کارو میکنه...

هرکس به جای رضا بود هر بلایی سر سروش میاورد اما رضا هیچ حرفی نزد فقط وقت
برگشت یه آهنگی به نام بولدوزر بیرون داد که شروع کننده حرف و حدیث ها
بود...مهدی قاتل هم یه کوچولو تو آهنگش بهش اشاره کرد...

گیرم روزبه غریق نجات خوب...اسپانسرتون هم از آمریکا و ترکیه بیچونده ولی خوب تو رو خودش بگو...

ناراحتی بیشتر دوستای سروش هم از اینجاست که میگن سروش شما که میگفتی منکه
فقط تو این کشور فقط کار میکنم چی شد رفتی انگلیس موندی؟؟ سروش جان واقعا
چرا؟؟

ابررکوردز و ظهور اشکان فدایی

در حقیقت سروش آدماشو انتخاب کرده بود...مهدیار - ریویل - خودش - قاف و شخص جدیدی به نام فدایی...

حالا این فدایی کیه؟؟

اشکان فدایی متولد 1369 تو محله پیروزی تهران...عاشق ماریجوآنا یه بارم اووردوز کرده سر مواد کشیدن...اما این از کجا پیدا شد؟؟

در حقیقت سروش هیچ نقشی تو اومدن فدایی به گروه نداشت و این مهدیار بود که فدایی رو کشف کرده بود...

یه کم با خودت فکر کن ببین چرا آدمی مثل منو میان کشف میکنند تو باس بری .... مالی کنی آخرم برینن بهت...

فدایی تو فرانسه با مهدیار آشنا شده بود و تنها نقطه مشترکشون مواد کشیدن -
علاقه به رپ و ایرانی بودنشون بود...و با توصیه مهدیار فدایی میاد تو گروه
و میشه آدم گوش به فرمان سروش دلیلش چیه بهتون توضیح میدم...

دعوای سروش با رپلرزه

جریان اینم خیلیا نمیدونند اما الآن میگم...

خوب سهند کوآزی بعد از درس خوندن تو آمریکا میاد ایران...از طرفی هم درست
این موقع هر دو گروه یعنی رپلرزه و سروش شروع به تولید تی شرت کرده
بودند...و اسم هردوشون هم 021 بود...

اما سروش میگفت 021 مال ماست و شما نباید اینو بزنید ولی سهند میگفت که من
اسم 021 رو تو لس آنجلس ثبت رسمی کردم...یعنی سروش داشت حرف زور میزد...

به همین خاطر با هم قرار میذارند تا با هم حرف بزنند...قرار دعوا کجا بود؟؟

ساعت 4 نصف شب تو ونک...

سهند با 4 5 نفر میره سر قرار و سروش با 3 4 نفر منتظر اونا بودند...همین
که شروع میکنند حرف زدن سروش قمه رو در میاره تا اونارو بترسونه که
متاسفانه در این بین سروش و رفقاش از سهند اینا کتک میخورند...
Saeed_detect : سهند جون دمت گرم | خوشم اومد این مردک و آدم کردی
"بچه سوسول"

 بعله سروش
کتک میخوره...اما سروش چیکار میکنه بعد کتک خوردن ؟؟ یه آهنگی میده بیرون
به نام واقعی تر از مستند و سهند و دوستاشو و یه عده رو زیر سوال میبره تا
جریان کتک خوردن رو ماس مالی کنه...

اول فارسی تو خوب کن بعد این آهنگو گوش کن

ما
واقعی تر از مستند ثابت شده بی نیاز از سند

ولی تو

اسمت تو لیست کارتونای تاریخ کمه

چرا؟

چون پت به مت گفت

چی گفت؟

گفت این اسکلو بازیش نده
تا به ما میرسی از رشادتات میگی با آب و تاب
که آره رفتیم محل فلانی با داد و غال
زدیم ستونای محل و کردیم تارو مار (محل فلانی:محله سروش ونک)
ولی یهو فلانی رو که میبینی میشی لال و مال
تا الان که میدادی پشتش فحش خوار و مار
میشه رنگت سفید مثه برف و گچ بعد حال مال
تو رو که میبینم واسم زنده میشه یاد و خاطره ی فیلمای هندی شاهرخ خان
تو به ما نمیخوری

اگه میخوردی جاش ورم میکرد و میذاشتیم یخ جاش

یا بخیه لازم میشد نیش و میشد زخم جاش

میشینه تو جمع و میکروفونو دست میگیره

از خودم میپرسم این داداشمون چی میگه

چیزایی که تعریف میکنه رو اصلا کی دیده
یکم سعی کن خودت باشی مگه چی میشه

اینجا میبینیم که سروش تو آهنگ به سهند تهمت دروغ گفتن میگه که یعنی تو
مارو کتک نزدی و به شنونده میگه حرفای این آقارو باور نکنید که میخاد خودشو
برا اینکه معروف کنه پشت من کس شعر میگه...

سروش جان از همین جا میگم...میدونم میخونی خیلی زرنگی خیلی...تو که ... دعوا کردن نداشتی قمه در نمیاوردی تا کتک هم بخوری...

پنهان کردن اختلاف هیچکس و پیشرو

هیچکس و پیشرو نزدیک یک سال اختلاف خودشون رو به هر نحوی پنهان میکردند...اما پنهان از اینکه کینه زیادی بین این دوتا هست...

هیچکس به هدفش رسیده بود...رضا ضعیف شده بود...چون آهنگساز خوب نداشت و
خودشم به خوبی نمیتونست آهنگسازی کنه...اما رضا با تلاش زیاد خودشو بالا
نگه داشت...

اما چی شد این دوتا اختلافشون رو علنی کردند...؟؟

زد بازی...جواب این گروهه...

سروش و رضا تو این مدت همه جوره کاری کردند تا افراد مختلف از اختلافشون
خبر نداشته باشن که بخان سوء استفاده کنند تو مصاحبه ها هوای همو داشتند
اما سروش دنبال بهووونه بود...

رضا آهنگی میده بیرون به نام رهبر رپ فارس و به سروش و خیلیا حمله میکنه
اما باز تکذیب میکنه با سروش مشکل داشته و به سروش تیکه ننداخته...

اما بعد کار سروش اشکان فدایی رو میندازه جلو و یه آهنگ میده بیرون به اسم
یه عشق نقره ای...و فدایی تو اون کار رضا رو تیکه بارون میکنه...یه کار قوی
که تا چند سال میشه گوش کرد و خسته نشد یه بیت مریض از مهدیار و یه تکست و
استایل قوی که مهدیار به فدایی یاد داده...

سروش فرصت رو مهیا میبینه...تا اینکه خبر آلبوم زدبازی بیرون میاد و همکاری
با هیچکس...دیگه رضا تحمل این همه بی احترامی رو نمیکنه و تو فیس بوک
اختلافش با سروش رو تقریبا علنی میکنه...

رضا بهانه دست سروش میده و سروش به هدفش یعنی عصبانی کردن رضا دست پیدا میکنه...

سروش پروزه کار اون مثل داداشم بود رو میزنه...اما قبل اون باید حس دوستی
رضا رو برانگیخته کنه...به همین دلیل باز هم سروش اسلحه خودش فدایی رو
میندازه جلو و یه کار بیرون میده به اسم رفیق...که رفیق بازی و حرمت رفیق و
پشت دوست موندن رو توش تاکید میکنه...تا رضا ارزش دوستی رو بفهمه بعد کار
اون مثل داداشم بود میاد بیرون...به مناسبت تولد رضا...(به همین خاطر گفتم
فدایی آدم گوش به فرمان سروشه)

سروش با این کار رضارو خراب میکنه چرا؟؟ چون میگه من میخام با رضا دوست بشم
اما رضا نمیاد جلو در صورتی که کاملا بر عکسه...رضا میاد جلو اما سروش
دوست نمیشه...

تو این کار سروش میگه که من برا رضا همه کار کردم...آرزوم موفقیتشه...اما اینم از سیاست های سروش بود...

رضا جان میدونم این مطلب رو میخونی بهت میگم تو راس میگی تو سروش رو خوب میشناسی اما سروش هنوز تورو نشناخته...

رضا با آهنگ لوبیای سحرآمیز نقشه های سروش رو نقش برآب کرد...سروش انتظار
داشت رضا بیاد جلو همه از سروش معذرت بخواد و تشکر کنه و بگه باز هم سروش
پدرخوانده منه اما رضا با این کار خوب کارای سروش رو به هم ریخت...باید دید
سروش چه نقشه و سیاستی ردیف میکنه...

چند کلمه با یه عده

چند جمله حرف دارم با اشکان فدایی-کابوس-اون پسره آرشام و قاف و سروش و آخر از همه مهدیار همه مشتری های سابق صامت...

اشکان جان عاشق کاراتم...اما به نظرت سروش که به رفیق چند سالش نارو میزنه
تورو به وقتش حذف نمیکنه؟؟ درست نیست این همه بگی رفیق رفیق...فردا خنجر
رفیق اومد پشتت بازم از رفیق آهنگ میخونی؟؟

آرشام جان همه شمارو به خاطر پولت میخان...وگرنه هیچکس ازتو خوشش
نمیاد...امیر بیداد بیکار نیست برات بیت بزنه...به خاطر اون پول هستش...

جناب کابوس دوست آقای آرشام الآن سروش ازت حمایت میکنه بعدا میندازتت
بیرون...تو مشتری مهدی اشراق بودی که سروش داره ازت استفاده میکنه...

قاسم علی جان...کارات عالیه...ولی اینقدر به جووونا توصیه نکن سمت مواد
نرن...اول خودت اون مرجان رو بذار زمین بعد بگو...توکه خودت بچه مایه داری
چرا به بچه مایه دارا گیر میدی؟؟

بذارید از همین جا بگم...سروش - مهدیار و قاف همشون وضعشون توپه...از وقتی
هم رفتن خارج وضعشون بهتر از قبل هم شده...پس به خیال اینکه مرام مرام
میکنند و لاتی حرف میزنند فکر نکنید نسخ پولن و وضعشون خرابه...همشون هم
مواد رو میزنند...همین مهدیار اول خوب مرجان میکشه بعد میره سر میکس و
مستر...آقایون شماها مثلا الگو هستین ولی همتون به نحوی مواد میزنید...سروش
جان خودت ایران بودی همه جور مواد میکشیدی...البته قاف هنوز خارج نرفته
ولی شاید همین روزا اونم بره...

مهدیار داشی دلم یهو واست تنگ شده...جای هردوتامون یه جورایی هر دو جا خالیه میدونم...

هر دوتامون هر دوجا (قاف تهرانه-مهدیار فرانسه-سروش انگلیس)

یه حرف به سروش


سروش جان سیاست بازیات خیلی کثیفه خیلی...به قول همه و مخصوصا رضا واقعی شو...

مهدیار هنوز برام سوال هست که چرا همه کاره اینا هستی...تو رپ خوندن و
استایل رو به فدایی یاد دادی...کارای سروش و فلو رو ردیف میکنی کارای قاف و
ریویل هم سر جاش...کار کردن برا اینه چه سودی برا داره؟؟ میخام
بدونم...امیدوارم زمانی جوابش رو بدونم...ولی میدونم سروش ازت خوب حساب
میبره...

اینروزا حال و هوای دیگه ای دارم...

خدایا میشه بگی این درس عبرت چند واحده ؟؟؟
لامصب تموم نميشه

دیروز تو خیابون یکی گول ظاهرمو خورد...

من دیگه گول ظاهر ندارــــــــــــــــــــــــــــــــم!!!!



یکی از بچه های کوچیک فامیل داره با اخم کارتون می بینه،
میگم چیه اینقدر اخم کردی؟
میگه از بس سانسور کردن، نفهمیدم چی شد اصلا..

تظاهر به شادی میکنم

حرف میزنم مثل همه

اما...

خیلی وقت است مرده ام

خیلی وقت است دلم میخواهد روزه ی سکوت بگیرم

دلم میخواهد ببارم

وکسی نپرسد چرا

تو چه میفهمی

این روزها ادای زنده ها را در می آورم...

آقا منواین سواله دیوونه کرده.................

تورو خدا جواب بدید.

 

اگه ۲۰۱۲ دنیا تموم میشه پس چرا pes 2013 اومده ؟

ســــه بار بگو : " سه شيشه شير ، سه کيسه سير "

تــــذکر : فقط جلو خانواده نگیداا

خخخخخخخخخخخخخ

طبق آخریین آمار اسان ها دو دسته اند:

۱ (دوستت دارم ها ) ۲ ( منم همینطور ها)

ب خدا ما ایرانیا اعجوبه ایم ب خدا...

عشق چیست؟عاشق کیست؟ 

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

چون خیلی هولی بهت نمیگم . اگه با آرمش و ریلکس میومدی بهت میگفتم ولی اینوجور اومدی بهت نمیگم .

چون

شاعر میگه :

رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود         رهرو آن است که اهسته و پیوسته رود.

تو هم برو هر وقت ریلکس شدن رو یاد گرفتی بیا ادامه ی داستان رو بهت بگم

با ارزوی صبر برای باز ماندگان

 

آخه چرا زود رفتی از بین ما ... وای وای

مادرم!

دلم تنگ توست مادرم

دلم براى ان صبحانه هايت تنگ شده،

صبحانه ى ساده

اما...

پر مهرت

همان سفره با نان تازه و پنير محلى و چاى داغ...

مادرم!

دلم براى دلشوره هايت،

براى ان غر زدن هايت

همان نصيحت هاى دلسوزانه ات...

 

دلتنگم مادرم

توكه بودى به بهانه اى مرا رها ميكردى،

گاه با دعوايى مصلحتى!

مادرم!

در اين شهر همه دوستم دارند،

آنقدر دوستم دارند

كه...

نميپرسند اخر چرا چنين در سكوت غرقم

كه...

مبادا با كلامشان رنجيده خاطرم نكنند!

مادرم اينجا دلم از غرهاى تو در امان است،

اما...

افسوس مادرم!

افسوس كه اينجا كس مرا درمان نيست...

مادرم!

همه درمانم اينروزها همان دردهايى است كه از تو داشتم...

مادرم اين شهر غريب نوازند بسيار

انقدر غريب پرستند

كه...

او را از خود ميدانند،

اما دريغاكه نميفهمند كه انكه غريب است از انان نيست،

كه او...

غريب است!

مادرم غربتم را نبين!

مادرم غريبيم سنگين است

مبادا غربتم بينى كه بس سهمگين است!

مادرم!

تو اسوده باش كه من اسوده ام،

انقدر كه بوى نيستى را میشنوم كه نزديك است!

مادرم! از بابت من شاد باش،

كه من نيز شادم،

انقدرشادم كه نور نیستى را ميبينم كه در حال احاطه كردن منست!

مادرم! اگر شنيدى كه من غريبم،غمينم!

بشنو اما...

باور نکن،

كه من همينم!

پسره  اومد وسط دانشگاه و داد زد : شلوارمو در بیارم؟ همه پسر ها گفتن : دربیـار در بیــار دختر ها هم زیر چشمی نگاه می کردن یه دفعه دستشو کرد تو ساکش و شلوار ورزشیشو در اورد! پسرا: هاهاها دخترا: ایییییییش

 

خداوندا ...

تو از هزاران گناه بنده ات با حسنه ای چشم می پوشی ولی ...

ولی خدایا بنده ات هزاران حسنه دوستش را با گناهی از یاد می برد . 

هیـــــچ گاه"

به خاطـــــر "هیـــــچ کـــــس"

دســـــت از "ارزشــــهایت" نکـــــش...

چــــون .... زمانــــ که اون فـــــــرد از تــــو دســـــت بکشــــد،

تــــو مــــی مانـــی و یـــک ..... "مـــن " بــــــی ارزش