تنهایی را دوست میدارم
و سکوت را نیز
.
.
اما کاش گاهی
طنین نفس هایت
تنهایی و سکوت مرا در هم می
تنهایی را دوست میدارم
و سکوت را نیز
.
.
اما کاش گاهی
طنین نفس هایت
تنهایی و سکوت مرا در هم می
شعر
حسني رو كه يادتون هست ،حالا آپ ديت شده و بروز شده
حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جوننه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رمبه دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دمگل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه هاگلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونیکه شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چینیه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دمچرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگماما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داریدر واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچهپری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالانگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیابرو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزهحسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واهنازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،
دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داریموی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نتخر شد و رفت تو چت رووم
چت کرد با صد تا خانوم!هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازیخوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونهباباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشودرست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شدآخی....یه زمانی هم میرسه که به اونایی که بین سالهای 1460تا 1470متولد
میشنم میگن دهه شصتی!...اومیدوارم اوناهم به باحالی دهه شصتیای 1300 باشن
.!..
روحمون شاد و یادمون گرامی!
واستا دنیا من میخوام پیاده شم !
- همینجا ؟
+ بله لطفا ! چند میشه ؟
- کجا سوار شدی ؟
+ دهه هفتاد بود !
- برو داداش… صلوات بفرست . . .
یارو از تو کلاهش ۱ دقیقه ای خرگوش در میاره
من ۲ ساله نمیتونم یه الاغ رو از تو دلم بیرون بیارم ![]()
شازده کوچولو از سیارشون زنگ زد به روباه گفت :
چرا آدمها اینقدر از هم دیگه بُت میسازن ؟
صدا امد : از بی ادبان !
فهمید اشتباهی شماره لقمان رو گرفته قطع کرد ! ![]()
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﮐﻠﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﺎ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻥ
ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﭼﺮﺍ ﯾﻪ ﺧﻤﯿﺮ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯿﺨﺮﯼ ﺁﺧﻪ ؟
طبق معمول بلاک شدم
دیشـب
یه مورچه گاز گرفت منــو ،
گفـتم : آآآآخ
گفت : جوووووون
:|
خیلــی منحرف بود :))
سریع محلو ترک کردم!!!
اعتراف تلخي است؛ولي... عشقم و آن غريبه ب هم مي آيند....!!